پيدايش تعارض در افراد و گروهها، امري طبيعي و نتيجهي محيط رقابتي است و وقتي اتفاق ميافتد كه نيازها، خواستهها، عقيدهها، هدفها يا ارزشهاي افراد، با هم متفاوت باشد. تعارض، اغلب با احساسهاي منفي مانند درماندگي، خشم، نگراني، اضطراب، ترس و دلسردي همراه است
چكيده محيط كنوني سازمانهـا را هرچه بيشتر به شيوه هاي جديد مديريت سوق مي دهد و گرايش به سبك مديريت مشاركتي يكي از گزينه هاي اين مبحث است. در اين چارچوب، اصلاح تاثير مؤلفه هايي كه بر موفقيت اين فعاليتها موثرند ضروري است. كار ما بر درك فــرهنگ سازماني به عنوان يك عنصر كليدي در اين مورد متمركز خواهدبود. با شناسايي عناصر تعيين كننده فـرهنگ سازماني، به بحث راجع به نقش فرهنگ به عنوان زمينه اجراي موثر سبك مديريت مشاركتي خواهيم پرداخت.
مديريت، نقش بسيار مهمى در ارتقاى فرهنگ مشاركت كاركنان ايفا مىكند. زمانى كه مديريت اتكاى خويش را بر مشاركت خيل عظيم و منبع لايزال نيروى انسانى، به عنوان عامل و هدف توسعه، بنا نهد،
قاطعيت روابط مثبت ميان كاركنان و احترام آنها به يكديگر را تشويق مي كند.
قاطعيت، مجموعه از مهارتهاست كه هركسي از راه تمرين مي تواند به آن دست يابد. افراد پس از كسب مهارت قاطعيت مي توانند بدون اضطراب بي مورد احساسات صادقانه خود را ابراز دارند و حق خود را بدون انكار حق ديگران مطالبه كنند. پرخاشگري و قاطعيت مفاهيمي هستند كه اغلب با هم اشتباه مي شوند. قاطعيت وسيله اي ارزشمند براي رسيدن به اعتماد به نفس و كنترل خويش است.
نه گفتن به كدام خواستهها؟
هنگامي كه درباره مهارت نه گفتن بحث ميشود. اغلب مردم فكر ميكنند كه نه گفتن، درواقع يك رفتار قاطعانه در برابر خواستههاي منفي و نارواست. اما بهرغم تفکر این افراد، هميشه اينطور نيست. زيرا درخواستها ميتوانند مثبت،منفي، معقول، نامعقول و... باشند. بهغير از درخواستهايي كه عرف جامعه آنها را منفي يا
اختلاف موجود را به رسمیت بشناسید هـيـچ كسي نبايد بدنبال بروز اختلاف بـاشد. امـا اگر اخـتـلافـي بـروز كـرد ابـتـدا آن را بـه رسميت بشناسيد و انكارش نكنيد سپس از آن به عنوان يك فـرصت بـراي شناخت بهتر خود و فرد مقابل سود بريد. آن را زمان رشد و بالنگي تلقي كنيد. بـدبيـني و خوشبيني شما در مورد موضوع مورد اختلاف حل شدن آن را تحت الشعاع قرار ميدهد
در طول تاريخ تمدنها به زمان و ابعاد آن توجه داشتهاند و اين توجه در اين دوران نيز وجود دارد و عباراتي مانند «وقت طلاست»«زمان با ارزش است » گوياي اين توجه است. جوامع امروزي جوامعي هستند كه در آنها تعداد ساعات كافي در طول روز وجود ندارد. فناوريهاي نو محيطي فراهم آوردهاند كه تقريباً در مدت زمان كم ميتوان به خيلي از اطلاعات دسترسي پيدا كرد و خيلي كارها را سريعتر و آسانتر انجام داد اما تمايل به سريعتر انجام دادن كارها و بيشتر كار انجام دادن روز به روز بيشتر ميشود.
در اين مقاله تلاش شده است كه ضمن تشريح وظايف مديران مؤسسات آموزشي، برخي از مسائلي كه چه در زمينة تلقي مديريت آموزشگاهي به عنوان يك فرآيند مشاركتي وجود دارد و چه مسائلي كه به وظايف مديران در سطح مدارس مربوط مي شوند، مورد بررسي قرار گيرند. مساله اساسي در زمينة تلقي مديريت آموزشگاهي به عنوان يك فرآيند مشاركتي، آن است كه آيا اين نوع مديريت، مجموعه اقدامات و كنش هايي است كه از سوي يك نفر صورت مي گيرد؟